طرفداران انیمیشن و جلوه های ویژه

اگه میخوای انیمیشن ساختن یاد بگیری؟ اگه سوالی در مورد انیمیشن و جلوه های ویژه برات پیش اومده؟! ... راهو درست اومدی!!

ظرافت کاری های انیمیشن سازی
نویسنده : امین کیانفر - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠
 

سلام

طبق روال آموزشی وبلاگ که از گوشه و کنار انیمیشن هر از چند وقت یکبار مطلبی رو تقدیم حضورتون می کنیم این بار خلاصه مباحث قبلی رو به همراه توضیحات تکمیلی براتون میزارم

تو این مطلب شما بیشتر با کارگردانی یک انیمیشن آشنا میشین و این که تو حول و  حوش یک ساعتی که بیننده در سالن سینما کار شما رو داره میبینه؛ چطور میتونین با احساساتش بازی کنین و فکرشو برای یک ساعت به دست بگیرین ... اینکه وقتی شما میخواین بخنده، بغض کنه، عصبانی بشه، استرس بگیره ...http://images.persianblog.ir/453788_X1RkMc74.jpg

امیدوارم خوشتون بیاد ...

برای هر فیلم انیمیشنی باید ایده خوبی داشته باشید .
در این مرحله ممکن است سوالاتی از قبیل: ایده خوب از کجا می آید؟ از کجا بدانیم که این ایده ها خوب هستند؟ اگر ایده خوب هست، آیا برای انیمیشن هم خوب است ؟ برایتان پیش آید
به چند نکته خوب و مفید اشاره می کنیم:
انیمیشن ها داستان ها را در طول زمان و حرکت، از طریق شخصیت های به یاد ماندنی ، اغراق های زیبا، با قابلیت نمایش جنبه های مخفی دنیای واقعی و تبدیل غیر ممکن به ممکن، روایت می کنند.
هدف شما نیز همین است، ساخت و روایت یک انیمیشن ؛ حجم کاری شما مستقیما با داستانی که می خواهید نقل کنید در ارتباط است. چقدر از پیچیدگی را می توانید اجرا کنید، چه منابعی در اختیار دارید و سوالاتی که تا حدودی به آنها اشاره شده است.

 

نکته ۱ : داستان مهم است :
به عنوان کسی که می خواهید انیمیشن بسازید؛ با افرادی چون: نویسنده، کارگردان، طراح مفهومی، طراح استوری بورد، مدلساز، ریگ، انیماتور، نورپردازی و رندر، افکت کار و… در ارتباط خواهید بود، پس باید روابط بین عوامل و محصول هر بخش را به خوبی بشناسید.
تمامی این اجزاء با داستان در ارتباط هستند ، ریگ شخصیت ها باید اجازه اغراق ها را بر اساس داستان، به انیماتور ها بدهد و… به یاد داشته باشید ، اگر داستان خوب، ولی تکنیکی معمولی داشته باشید، بیننده این ضعف را بر شما خواهد بخشید، نه به این معنی که کلا تکنیک را فراموش کنید، به آن فکر کنید و زمان اختصاص دهید. ولی نه به اندازه ای که به دغدغه ای تبدیل شده و ادامه ی راه را برایتان دشوار کند.

نکته ۲، سخت نگیرید :
به یاد داشته باشید که : یک مفهوم، یک کشمکش، ۲ کاراکتر، ۲ لوکیشن یا فضا نیاز دارید تا بتوانید داستان را مطرح کنید. این موارد را رعایت کنید تا به داستانتان کمک کند :
• یک وضعیت ساده
• یک کشمکش تقویت شده
• یک لحظه ی به یاد ماندنی
• قسمتی از زندگی ، یعنی تداعی کننده ی یک حس در مخاطب که عملا ان را تجربه کرده
• دلیل شخصی
چه چیزی لطمه خواهد زد؟
• استفاده از روند داستانی قهرمانی
• افسانه ی حماسی
• ایده های پیچیده. در این صورت باید زمان زیادی را برای صحبت در مورد آن صرف کنید

نکته ۳ ، از مفهوم کارتان آگاه باشید.
داستان ها مفهوم دارند. این مفهوم جوهره ی اصلی داستان است. درک این مفهوم باید ساده باشد. زمان کمی دارید، پس ساده و شفاف گفتگو کنید.

نکته ۴، استفاده از نماد مناسب :
این عنصر در کارتان، میتواند: کاراکتر، نمایه، یا طرح باشد. استفاده ی مفرط و کلیشه ای باعث از بین بردن زیبایی کارتان خواهد شد.
مفاهیمی مانند : عشق همه را در بر میگیرد – تکنولوژی بد است – طبیعت زیباست و…
کاراکتر هایی مانند : ربات ها – آدم فضایی ها – اژدها – دزد دریایی – سوپر قهرمان و…
نشانه هایی مانند : پروانه ها – پنجره های باز – غروب آفتاب – سنگ قبر و…
تلاش کنید تا نماد های شما، قابل دستیابی و حقیقی جلوه کنند. اگر از همین نماد ها استفاده می کنید، فکر کنید و کاری کنید که ناب باشند.

نکته ۵ ، کاراکترهای به یاد ماندنی خلق کنید :
شرِک، هاوِل، ِنمو … تمامی این کاراکتر ها را به یاد می آوریم، چرا ؟
کاراکتر های جالب و قابل توجه، باعث می شود تا بیننده آنها را دنبال کند و همین علاقه مندی بیننده یا مخاطب، باعث به یادماندنی شدن آنها خواهد شد.
قانون “جذاب” Appeal را در مورد شخصیت هایتان به کار ببرید، شخصیت ها در هر نقشی که هستند باید جذاب باشند. کاراکتر های به یاد ماندنی ، کاراکتر هایی هستند که در مورد آنها فکر می کنیم.
جای یک کاراکتر خوب در داستان انیمیشن را نمی توان به راحتی عوض کرد. اگر کاراکتر خوب و جالب توجهی را خلق کرده اید، دیگر نمی توانید آن را از داستان جدا کنید، چون او دیگر مال داستان است.

نکته ۶، احساسات ، حرکت در فیلم را باعث می شود.
داستان با کمک کاراکتر نقل می شود، مخصوصا به چگونگی عکس العمل کاراکتر در وضعیت های مختلف بستگی دارد، این حرکت، او را به مراحل بعدی هدایت می کند.
حرکت فقط اتفاق نمی افتد، می تواند نتیجه ی یک احساس باشد.
آنچه  که کاراکتر در هر لحظه در درونش احساس و فکر می کند، در هر نقطه از داستان، گفتگوی درونی یا Internal Dialogue می گویند.
مثال : کاراکتری پشت رایانه نشسته و در حال تایپ مطالب مهمی است، دراین حین تلفن به صدا در می آید . در اینجا کاراکتر بر اساس احساس و تمرکزی که به کارش داشته می تواند به تلفن جواب ندهد  و با یک مشت تلفن را قطع کند یا تلفن را جواب دهد و … که در هر دو صورت ادامه ی حرکت، پس از تصمیم و گفتگوی درونی او رخ خواهد داد.

نکته ۷ ، نمایش دهید، نگویید .
این یک نکته ی طلایی است. گفتن، به معنای استفاده نکردن از احساس، رفتار و حرکت کاراکتر است. حرکت بسیار تاثیر گذارتر از متن است. شما نباید فقط به نوع کاراکتر و خصوصیات آن فکر کنید، بلکه باید بیاندیشید و تصمیم بگیرید که چگونه از قدرت تصویری انیمیشن برای تاثیر هر چه بیشتر و بهتر  روی مخاطب استفاده کنید. اغراق، کاریکاتور، خنده و… انیمیشن ، بهترین رسانه است. در محتوای تصویری و صوتی آن، کلی حرف برای گفتن دارید.به عنوان مثال:با استفاده از انیمیشن، می توانیم صورت واقعی کاستی ها و ضعف های خود را بنگریم، که در صورت واقعی ، دیدن آنها سخت می شد . چیز هایی که می شنیدیم، ولی نمی توانستیم ببینیم.
فقط ننویسید. طراحی کنید.ما تصاویر را می سازیم…

نکته ۸ ، کشمکش ایجاد کنید.
اگر در داستانتان، کشمکش ندارید، آشکار است که پایان نیز نخواهد داشت، چون چیزی برای حل شدن وجود ندارد. کشمکش = حرکت در داستان. فقط سه نوع کشمکش وجود دارد :
۱- کاراکتر در مقابل کاراکتر . شخصیت ، نیاز دارد تا به هدف برسد، اگر کاراکتر ها یک چیز مشابه را بخواهند، یعنی : داستانی بدون کشمکش و درگیری. پس می توانید فیلمتان را با یک کاراکتر نقل کنید!
۲- کاراکتر در مقابل محیط : کاراکتر باید در مقابل طبیعت مبارزه کند. مثل عبور از یک صحرای بی آب و علف !
۳- کاراکتر در مقابل خودش : کمی کارتان سخت شد ! این کشمکش درونی است .
هنگامی که صحبت از کشمکش می شود ، منظور این نیست که آن یک شمشیر برای جنگیدن است، اجباراً رقابت هم نیست، فقط نتیجه ی تضاد با کاراکتر است.http://www.web.iran-forum.ir/uploads/posts/2011-08/1312677912_14.jpg

نکته ۹ ، پایان را بدانید :
اگر واقعا پایان داستانتان را نمی دانید،نمی توانید شروع به نقل داستان بکنید.حال اگر شروع به نقل داستان کرده اید، جایی باید بایستد و نتیجه حاصل شود. پایان، معمولا بیننده یا کاراکتر و یا هر دو را دگرگون می سازد.

 

نکته ۱۰ ، بیننده را سرگرم کنید :
در طول داستانتان بیننده، باید از لحاظ احساسی و عقلانی سرگرم بشود. هنگامی که بیننده فیلمتان را تماشا می کند، به شما اعتماد کرده و با شما هم سفر می شود و می داند که به سلامت بر خواهد گشت، در این سفر، شما باید او را با کاراکتر های قابل باور و قوانین دنیای خود همراه کنید.
از پس این اتفاقات و کشمکش ها، باید نتیجه حاصل شده و داستان پایان یابد. از همان ابتدای کار، پایان داستان را مشخص کنید.
انیمیشن کوتاه خوب، کمی حادثه، کمی اندوه، دلسوزی، شادی و نیز خنده نیاز دارد. اینها چند لحظه بیننده را غافلگیر کرده و منتظر می ماند تا بداند بعدا چه خواهد شد.
فکر می کنید بیننده پس از تماشای فیلمتان، چه چیزی را به خاطر می آورد؟ چه احساسی خواهد داشت؟


نکته ۱۱ ، کمی شوخ طبعی کنید :
چگونگی شروع و تحکیم احساس خنده در کاراکتر، می تواند شروع خوبی در شوخ طبعی باشد. هنگامی که به دنبال ایده هستید، این نکته را نیز مد نظر داشته باشید که  بیننده را چگونه  بخندانید.این به معنای این نیست که حتما کار خنده دار و طنز بسازید ! خنده ها می توانند از رفتار و عکس العمل حاصل شوند. به یاد داشته باشید که از فیلم انیمیشن ، انتظار خنده نیز داریم.

نکته ۱۲، کاری که دوست دارید را انجام دهید :
کارتان را دوست داشته باشید. هدف داشته باشید و در راه آن تلاش کنید . در این صورت موفقیت باشماست.

منبع